فرزندپروری – احساس ناراحتی در کودکان – پرستار کودک – بخش۲

4 مهر 1396
بدون دیدگاه

آن چه در این مقاله می‌خوانید

فرزندپروری – احساس ناراحتی در کودکان – پرستار کودک – بخش۲

در این مقاله به بررسی فرزندپروری – احساس ناراحتی در کودکان – پرستار کودک – بخش ۲ می پردازیم.
  1. از صحبت های گریه آور جلوی کودکان خودداری کنیم
سوگ ، از دست دادن ، پیر شدن ، بیمار شدن ، همه این ها جزئی از زندگی هستند ، بهتر است اجازه دهیم کودکان با این مقوله نیزآشنا شوند ، حرف بزنند ، احساساتشان را بگویند و افکارشان را بیرون بریزند تا بتوانیم بهترین کمک را در تطابق و سازگاری آن ها با فشار های روزمره زندگی ارائه دهیم.

 

  1. کودکان خردسال آن قدر کوچک هستند که سوگ را نمی فهمند
اگر کودکان آن قدر بزرگ هستند که عشق و محبت را می فهمند ، پس آن قدر هم بزرگ هستند که سوگ واندوه از دست دادن را بفهمند.ما همه احساس شعف و شادی یک نوپا را زمانی که مادر او را در آغوش می کشد ، نوازش می کند و با او بازی می کند درک می کنیم و بالعکس زمانی که مادر حتی یک نگاه خشمگین و اخم آلود به او می کند متوجه احساس ناراحتی کودک می شویم پس باید بدانیم که  همین کودک نبود و فقدان مادرش را می فهمد.

 

  1. خواست خدا بود ، خدا او را از ما گرفت
امکان دارد این فکر برای کودک پیش بیاید ،  من که بیشتر از خدا به مادرم نیاز داشتم ، این خود خواهی است . چرا خدا مادرم را از من گرفت  و این موضوع  باعث شود کودک به خدا احساس خشم پیدا کند ، احساس خشمی که چون با مسائل دینی و اعتقادی او آمیخته شده است با ترس همراه می شود و جرأت  نکند آن را بروز دهد و کودک باید به تنهایی بار آن را به دوش بکشد . باید در زمان سوگ روی عشق ، محبت و حمایت خدا برای کودک تأکید کنیم : ” خدا در این درد و اندوه با توست ، خدا کمکت می کند که بتوانی این اندوه را تحمل کنی ، خدا در این زمان دشوار ، تو را راهنمایی و کمک خواهد کرد. ” نگوییم ” خدا عزیز تو را از تو گرفته است . “

 

 

  1. تو هنوز بچه ای ، بزرگ که بشوی همه چیز را فراموش میکنی
شاید فکر کنیم که اینگونه توصیه ها و پیش بینی هایی کودک را آرام تر می کند اما حقیقت این است که در آن لحظه برای کودک هیچ چیز دردناک تر از آن نیست که فکر کند یک روز تصویر عزیز از دست رفته از خاطر او محو خواهد شد و همه چیز را فراموش خواهد کرد . کودک همه تلاش خودرا میکند که خاطره ، یاد و تصویر عزیز از دست رفته را حفظ کند و هیچوقت او را فراموش نکند ، فکر فراموشی در کودک احساس گناه و بی وفایی به وجود می آورد . حتما به کودک تأکید کنیم که عزیز از دست رفته همیشه در خاطر ما خواهد ماند و ما او را فراموش نمی کنیم.

 

 

 

 

مراقب کودک در منزل

                   برخورد صحیح با ناراحتی در کودک – پرستار کودک

 

 

 

۷ . او به یک مسافرت طولانی رفت
زمانیکه در برابر سوال کودک در مورد شخص یا عزیز از دست رفته میگوییم او به یک مسافرت طولانی  رفت امکان دارد این سوالهادر ذهن کودک به وجودآید:چرا خداحافظی نکرد ؟ کجا رفت ؟ کی بر می گردد ؟ چرا مرا با خود نبرد ؟ آیا امکان دارد مادرم هم به مسافرت برود ؟” بنابراین امکان دارد مسافرت رفتن هر کس دیگر باعث به وجود آمدن اضطراب واندوه در کودک شود.

 

 

  1. خدا او را از ما گرفت چون او خیلی خوب بود
با گفتن این جمله به کودک این تفکر در ذهن کودک شکل می گیرد : ” آیا امکان دارد برای همه آدم های خوب چنین پیش آمدی اتفاق بیفتد ؟ چرا خدا مرا با خودش نبرد ؟ من که خوب هستم و یا اگر بد بشوم امکان دارد خدا مرا با خودش نبرد ؟

 

 

  1. او تو را از آسمان ها نگاه می کند ، بنابراین بهتر است که بچه خوبی باشی
در این صورت گاهی که تلاش کودک برای خوب بودن با موفقیت همراه نباشد ، دچار اضطراب و آشفتگی می شود . کودک می ترسد از این که مبادا مرتکب اشتباهی شود و راجع به هر رفتار بدش احساس گناه دارد. همچنین امکان دارد کودک به احساس بدبینی دچار  شود از این که فکر کند همیشه یک نفر شاهد و ناظر اوست.

 

 

  1. او به خواب رفت و دیگر بیدار نمی شود
این توضیح در مورد مرگ امکان دارد دو حالت را در کودک به وجود آورد ، یکی ترس از خواب و خوابیدن چه در مورد خودش و چه در مورد اطرافیان و دوم این که فکر کند مرگ نیز مثل خواب یک پدیده قابل برگشت است.
  1. او مادرش را از دست داد
 با گفتن این جمله امکان دارد این فکر در ذهن کودک بیاید که ” من مادرم را از دست دادم ، کجا ؟ چگونه این کار را کردم ؟ آیا باید بیشتر مراقب مادرم می بودم ؟ ” حتی امکان دارد کودک از نبودن حضور موقتی والدینش بترسد و تلاش کند تا آنان را از دست ندهد.

 

 

  1. بزرگ تر ها می توانند توضیحات کافی راجع به روح و مرگ به بچه ها بدهند
باید این را قبول کنیم که پاسخ همه سوالات را نمی دانیم ، بهتر است در برابرسوالات کودک اطلاعات صحیحی را که می دانیم به کودک بگوییم و چیزهایی را که نمی دانیم ، بگوییم که نمی دانیم و سعی نکنیم با مفاهیم انتزاعی کودک را گیج و پریشان کنیم  ویا اینکه از کودک بخواهید که بعد جواب سوالش را میدهید تا بتوانید در باره سوالش تحقیق کنید تا پاسخ درست به او بدهید. مفهوم مرگ در طی یک فرآیند که حتی امکان دارد تا بلوغ و بزرگسالی طول بکشد ، در کودک شکل می گیرد و ما نمی توانیم با یک جمله مرگ را به تمامی و  شکل کامل برای کودک تعریف کنیم.

 

  1. سوگ بزرگ تر ها ، بر کودک سوگوار تأثیر نمی گذارد
والدین ، معلمان و دوستان بزرگ تر مدل مهمی برای الگو برداری کودک هستند . این که بزرگسالان چگونه سوگواری می کنند ، چگونه این واقعیت را می پذیرند چگونه برای شخص مرده احترام قائلند ، مدلی برای کودک است  و او این روشها را یاد میگیرد. اگر ما مرگ را انکار نمی کنیم و اجازه سوگواری به خود می دهیم به کودک هم باید کمک کنیم تا چگونه سوگواری کند.

 

 

  1. یک کودک فعال ، یک کودک در حال سوگ نیست
متأسفانه چیزی که باعث می شود افسردگی و اندوه کودکان کمتر تشخیص داده شود آن است که ما انتظار داریم رفتار آنان در افسردگی و سوگ ، مانند  افسردگی وسوگ بزرگسالان باشد. کودکان امکان دارد افسرده باشند ولی گاهی فعال به نظر برسند ، با کودکان دیگر بازی کنند ، خواسته هایی داشته باشند و زمان هایی نیز در خود فرو رفته ، حساس و زود رنج شوند .
نباید انتظار داشته باشیم کودکان  هم مثل بزرگسالان سوگواری کنند ، بعضی از کودکان گریه می کنند و می گویند که غمگین هستند ، بعضی دیگر امکان دارد طوری به نظر برسند که انگار هیچ چیز را احساس نمی کنند و بعضی ها هم حالاتی از خشم و نفرت را نشان می دهند . لازم است همه این واکنش ها پذیرفته شوند زیرا هرکودکی به روش خود سوگ واندوه خود را نشان میدهد امکان دارد متفاوت باشد.
  1. اگر خیلی گریه کنی دچار حمله و مشکل عصبی خواهی شد
گاهی به کسانی که سوگوارند وگریه وزاری میکنند میگوییم اگر خیلی گریه کنی مریض می شوی ، ، اگر با این وضع پیش بروی دیوانه می شوی و …..  گفتن و انتقال این پیام علاوه برآن که به کودک اجازه بروز احساسات و هیجاناتش را نمی دهد این اضطراب را نیز افزایش می دهد که امکان دارد در اثر گریه دچار عواقب وخیمی شود. در حالی که اشک های ما سرچشمه های طبیعی هیجانات درونی ما هستند که فوران می یابند . اکثر افراد پس از یک گریه احساس بهتری دارند و آرام تر به نظر می رسند .

 

  1. لازم است فعال تر باشی
هرچند تشویق کردن کودک برای  اینکه رابطه اجتماعی و عملکرد تحصیلی شان حفظ شود  خوب و مفید است و کودک سوگوار نباید کاملاً منزوی و گوشه گیر شود ولی با وجود این مناسب نیست که کودک را برای فعالیت زیاد و برگشت به حالت قبل از سوگواری تحت فشار قرار دهیم و کودک را مجبور به فعالیت زیاد ، مسافرت و ارتباطات گروهی کنیم .در این حالت امکان دارد این فکر رادر کودک به وجودبیاورد که تنهاست و هیچ کس شرایط او را درک نمی کند. در حالی که مهم ترین چیزی که کودک در شرایط فوق نیاز دارد این است که بداند اطرافیان او شدت درد و اندوه وی را می فهمند.

 

  1. تو دیگه مرد شدی ، مرد که گریه نمی کند
با مطرح کردن وگفتن این جمله که تو باید قوی باشی و از مادرت مراقبت کنی ، چون الان دیگر تو تنها کسی هستی که با او زندگی می کنی ، مادرت به تو نیاز دارد . پس باید قوی و محکم باشی ، نمیدانیم که چه مسئولیت سنگینی را باگفتن همین جمله بر دوش کودک می گذاریم مسئولیتی که توان سر افراز بیرون آمدن از آن بسیار بسیار مشکل و حتی غیر ممکن است.
در این مواقع کودک وقتی چنین توانی را درخود نبیند واحساس کند از عهده اوخارج است ، افسرده ، مضطرب و خشمگین می شود . از طرفی دیگر کودک امکان دارد فکر کند قوی بودن یعنی گریه نکردن و وجود هم زمان این دو با هم تناقض دارد. پس توصیه میکنیم برای نشان دادن هیجانات کودک او را  تشویق  کنید  تا به کودک کمک شود که گریه پنهان و فرو خورده خود را آشکار کند.

 

 

  1. هدف از کمک کردن به کودک سوگوارآن است که هر چه زودتر سوگ و سوگواری او تمام شود.
هرگز نباید به کودک گفت که فراموش می کنی و همه چیز تمام می شود یا الان دیگر زمانی است که باید فراموش کرده باشی و به زندگی عادی برگردی حتی اگر چند ماه یا یکسال گذشته باشد. چون سوگواری و احساس درونی فرد نسبت به عزیز از دست رفته تابع نظم و زمان خاصی نیست امکان دارد بعد از یک سال کودک ناگهان به ذهنش برسد که عکس پدرش را قاب زیبایی بگیرد و آن را بالای تخت خوابش قرار دهد.
باید نیاز کودک را برای به خاطر آوردن عزیز از دست رفته به روشی مثبت درک کنیم  و به آن احترام بگذاریم نباید انتظار داشته باشیم پس از مدت زمان خاصی او همه چیز را فراموش کرده باشد و در مورد شخص مرده هیچ حرفی نزند یا سوالی نپرسد و سوگواری نکند ، به این دلیل که از این طریق کودک آرام آرام مراحل سوگ را طی کرده و آن را حل می کند و به مرحله ای می رسد که خاطرات او را زنده نگه دارد و به طریقی مثبت به شخص مرده و خاطراتش می اندیشد.

 

بخش اول این مقاله در لینک زیر :

فرزندپروری – احساس ناراحتی در کودکان – پرستار کودک – بخش ۱

 

اشتراک‌گذاری این مقاله:
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *